محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

98

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

داشتند و به قصد يكديگر و افكندن پا و سر ، لواى كشش و كوشش مىافراشتند . پس هر يك از آن گروه صاحب شكوه ، بمعسكر خويش نزول نموده طلايه‌اى جهت پاس لشكر تعيين فرمودند . نظم دگر روز كاين خسرو نيمروز * برآمد برخسار عالم فروز برافراخت شمشير كين از نيام * پى انهزام سپاه ظلام بار ديگر آن دو لشكر كينه‌ور روى به روى آورده و صفهاى جدال آراسته باشتعال نيران قتال دمهاى آتشين در ناى روئين « 1 » دميده ، آواى نفير و صداى كوس رعد خروش ، گوش ساكنان فلك را كر ساخت ، و فرياد و شيون و فغان و شيون شيران صف شكن ، تزلزل در بناى زمين و زمان انداخت . نظم ز آواز كوس و دم كرّه ناى * تو گفتى كه برخاست گردون ز جاى نفير اندرون عرصهء دار و گير * رسانده بگردون فغان نفير بسر كف زنان طبل از آن رستخيز * ز بيداد و خونريز اهل ستيز در اثناى كارزار ، بهادران تاتار منقلاى سپاه نصرت شعار را گردانيده از رودخانه گذرانيدند . درين اثنا بعضى از امراء مثل ولى خليفه شاملو و شاهرخ خان ذو القدر و قليخان قورچى باشى به طرف مخالفان در حركت آمده ، نوّاب امارت مآب آصفجاهى نيز از قلب جنبيد و بهيئت اجتماعى حمله برده ميمنهء صف اعدا را بر هم زدند و اقدام ثبات و قرار قوم تاتار مانند اساس دولت ناپايدار ايشان متزلزل شده و تاب تمكّن و وقار در حوصلهء استقرار خود نديده قدم ادبار در وادى فرار - نهادند .

--> ( 1 ) - م : روبين - رومين .